THE LOST BOOK OF ENKI سومریان” ایرانیان باستان” قسمت چهارم4

THE LOST BOOK OF ENKI
سومریان” ایرانیان باستان”
قسمت چهارم
نویسنده: آرش بیک

با درود و سپاس به هموطنان عزیز، بخش چهارم و ادامه مطلب هفته گذشته در رابطه با کتاب “کتاب گمشده انکی” را به اطلاعتان می رسانم، امیدوارم مورد توجه شما قرار گیرد.
قبل از آنکه ادامه مطلب را آغاز کنم، لازم به یادآوری می دانم که خیلی مایل بودم این کتاب را به برای شما عزیزان، صفحه به صفحه ترجمه می کردم زیرا، مطالب بسیار ارزنده و جالبی، تقریباً در هر سطر از این کتاب وجود دارد که پر از اطلاعات جالب در رابطه با گذشته انسان و چگونگی شکل گرفتن تمدن بشری است، اما همانگونه که قبلاً اشاره کردم به دو دلیل قادر به انجام این کار نیستم اول آنکه من آگاهی و تخصص کافی را در این کار ندارم ودوم آنکه بیماری دائمی من اجازه چنین کاری را نمی دهد. لذا اگر هموطنان عزیز هنگام خواندن مطالب با اشکالات املائی و ادبیات ضعیف فارسی من مواجه می شوند، امیدوارم آزرده نشوند و مشکل اصلی را به جای کم سوادی بنده بگذارند.
باقی ماجرا: مهاجران جدید از کره نیبیرو، به کره زمین برای جستجوی طلا با مشکل بزرگی که استخراج طلا و جدا کردن آن از خاک و سنگ بود مواجه شده بودند و به مرور زمان به این نتیجه می رسند که برای بدست آوردن هر چه بیشتر طلا، می بایست بر تعداد مهاجران افزوده شود که همین امر نیز خود مشکلات رهبری عملیات و کنترل دقیق تری بر امور را می طلبید. به همین منظور انلیل ، رهبر “آنوناکی” ، دستور جدیدی مبنی بر مهاجرت افراد بیشتری به کره زمین صادر کرد.
ناگفته نماند که بزرگترین گرفتاری ساکنان کره نیبیرو ، درکره زمین مسئله کوتاه شدن عمر آنان در کره زمین بود زیرا موقعیت کره نیبیرو در فضا و منظومه شمسی به شکلی است که یکسال کره نیبیرو ، 3600 سال کره زمین است آنهم بخاطر نزدیک بودن کره زمین به خورشید و حالت دورانی کوتاه آن نسبت به خورشید اما کره نیبیرو. در حقیقت هر 3600 سال زمینی پس از آنکه میان کرات مریخ و ژوپیتر ، می گذرد بدور خورشید می گردد و سپس وارد فضای اطراف منظومه شمسی می شود و این ماجرا هر 3600 ، سال مجدداً تکرار می گردد و به همین دلیل عمر افراد که از کره نیبیرو، به زمین می آمدند بسیار کوتاه می گردید و آنان این مسئله را تهدید بزرگی برای خود می دانستند و این امر سبب شده بود که رهبران آنوناکی از اقامت زیاد در کرزه زمین حذر کنند و طبعاً همین مسئله تنش هایی میان مهاجران در کل بوجود می آورد.
در این میان بدلیل تشابه زیاد آنان به انسانها، زاد و ولد هم امر طبیعی میان آنان به شمار می آمدو به عبارتی اولین نوزدان مسافران فضا در کره زمین بدنیا آمدند، خصوصاً آنکه اگر این زاد و ولد در میان رهبران اتفاق می افتاد اولین کودک که در کره زمین بدنیا می آمد بر اساس رسم و آئین و قوانین آنوناکی بدون هیچ قید و شرطی به پادشاهی کره زمین نائل می گردید، منتهی برای چنین امری کودک می بایست به سنین جوانی می رسید تا از این موهبت برخوردار می شد.
تدریجاً مسافران فضا در کره زمین به زندگی جدید خود عادت می کردند و همانگونه که در کتیبه ها نیز ذکر شده است اختلافات کوچک و بزرگ نیز در میان رهبران و مهاجران در حال شکل گرفتن بود. از جمله هر روز که می گذشت نقش بزرگ اولین فردی که کره زمین را یافته بود به نام “اللو” کم رنگ تر می گشت و همین امر تنش هایی میان او و دیگر رهبران آنوناکی بوجود می آورد.
در همین راستا تصمیم گرفته شد که “آنو”، به نیبیرو باز گردد، انلیل رهبریت کره زمین را عهده دار شود و فرزند انلیل ، به نام “اییا”، نیز بر امور استخراج طلا نظارت کند و همین امر شروع ماجرای بسیار تلخی را میان رهبران بوجود آورد که می بایست با جزئیات بدان اشاره کنم. جالب توجه است که یکی از رسوم و قوانین آنوناکی، این بود که هر گاه کار به جاهای باریک می رسید میان دو گروه یا دو شخص متخاصم، نبردی صورت می گرفت وهر آنکه در نبرد پیروز می گشت به رهبری می رسید، شبیه به رسوم ما انسانهای زمینی. پس از تصمیم گیری شورای نیبیرو ، و تعین تکلیف برای رهبری، اللو فریاد زده و می گوید: خیلی زود فراموش کردید که من کره زمین و معادن طلایش را با به خطر انداختن جان خود یافتم و باز دانشمندان تحت فرمان من بودند که جهت بازسازی اتمسفر کرده نیبیرو.، طرح مصرف طلا را به اجرا گذاشتند. حال می بینم که توطئه ای در جریان است که من را تدریجاً از صحنه قدرت خارج کنید، ولی این را بدانید که من هنوز پادشاه نیبیرو ، هستم. آری، اختلافات رهبران آنوناکی از کره آنان به زمین کشیده شده بود و ظاهراً توطئه ای بر علیه اللو درجریان بود.
سرانجام، بر اساس رسم وآئین آنوناکی پدر و پسر می بایست در نبردی به مصاف یکدیگر می رفتند تا یکی از آنان به پیروزی می رسید. روز نبرد فرا میرسد ، اللو، و پسرش آنو، برای احراز قدرت مانند دو انسان غول پیکر (هر یک با قد و قامتی حدود چهار متر) به جان هم می افتند و سرانجام پشت پدربه خاک مالیده می شود و آنو، فرزندش به پیروزی می رسد، (صحنه نبرد در کتیبه ها با جزئیات کامل اشاره شده است خصوصاً حالات روحی و احساسی آنان نیز به شکل زیبایی توصیف شده است). آنو فریاد بر می آورد که من از این زمان پادشاه نیبیرو هستم و به همین خاطر فرمان می دهم که اللو هیچگاه حق بازگشت به کره نیبیرو را ندارد. اندکی بعد اللو، آرام صحنه نبرد را ترک می کند و آنو پس از لحظاتی سر مستی از پیروزی، اندوه بزرگی سراسر وجودش را فرا می گیرد و اشک ریزان فریاد بر می آورد که سوگند به آسمان و کائنات روح من از این ماجرا زخم بزرگی خورده است.
اما ظاهراً قانون در میان رهبران آنوناکی بدون هیچ رحم و ترحمی به مورد اجرا گذاشته می شد، لذا انلیل بعنوان شاهد ماجرا، فرمان اجرای حکم قتل اللو، را صادر می کند و درهمین رابطه منتظر فرمان و قضاوت دیگر رهبران نیبیرو می گردند. لحظاتی بعد آنان نیز حکم صادر شده توسط انلیل را تایید می کنند. اما “انکی”، که برادر انلیل است و به تازگی از طرف شورای نیبیرو به زمین آمده بود و او نیز مانند برادرش انلیل ، جز قدرتمندترین رهبران آنوناکی محسوب می گردید، فریاد بر می آورد که اگر این حکم اجرا گردد ما بزرگترین اشتباه خود را در این ماموریت خطیر به کره زمین انجام داده ایم و با خشم آن مکان را ترک می کند.
سه روز پس از این ماجرا آنو، فرزند اللوکه همچنان در حالت افسردگی بسر می برد و مدام خود را برای شکستن غرور پدرش سرزنش می کرد از انلیل و انکی، می خواهد که به نیبیرو بازگردد… آن دو با این امر مخالفت می کنند…. بدلیل توقف حکم قتل اللوآنهم بخاطر اعتراض انکی دادگاه دیگری با حضور هفت قاضی در نیبیرو و رهبریت انلیل و انکی و آنو، تشکیل می شود تا تکلیف اللومشخص گردد. دادگاه و قضات هم حکم مرگ اللو را تایید می کنند، در این لحظه انلیل، از اللومی خواهد که اگر حرفی برای دفاع از خود دارد مطرح کند. اما او جواب نمی دهد. این بار انکی از اللو سوال می کند که دفاعی اگر دارد می تواند مطرح کند. اللو به آرامی لب به سخن می گشاید و می گوید من پادشاه بخشی از نیبیرو بودم و پس از آنکه بر سر پادشاهی من اختلافات آغاز گشت و همزمان وضعیت اتمسفر نیبیروهم روز به روز بحرانی تر می شد من ابتدا برای نجات کره نیبیرو و دوم سلطنت خود دست به اقدام زده و به تنهایی به پر مخاطره ترین سفر فضایی اقدام کردم و پس از موفقیت در ماموریتم نجات کره نیبیرو را تضمین کردم، تصور می کردم به پاس خدمات دلیرانه ام پادشاهی مطلق نیبیرو به من واگذار می گردد. اما جواب اعمال دلیرانه ام را با این ناسپاسی بزرگ دادید.
سخنان اللوپایان گرفت و قضات مجدداً رای خود را تکرار کرده و او را به مرگ محکوم کردند و دلیل اصلی آنان نیز اقدامات اللو”، و اشتباه اولیه او مبنی بر مطرح نکردن ماموریت خود به کره زمین و خودسرانه عمل کردن او می دانستند.
سرانجام آنو، فرزند اللو ، بعنوان پادشاه نیبیرو و در حقیقت تنها شخصی که نظراتش می توانست در سرنوشت اللوتاثیر گذارد لب به سخن می گشاید. او می گوید: اعمال اللو در ابتدا بسیار خود سرانه و مقایر با اصول و روشهای ما در کره نیبیرو بود، اما نباید فراموش کنیم که او مانع از نابودی کره ما گردیده است و به پا س خدمات او مایل نیستم که مرگ ، سرنوشت او باشد و همچنین مایل نیستم جنازه او در کراتی باشد که من در انها حکمرانی می کنم، به همین منظور می خواهم پیشنهادی مطرح کنم و آن که در میان راه کره نیبیرو و کره زمین کره ای به نام “لامو” ، (مریخ) وجود دارد که دارای آب و اتمسفر است و ما می توانیم او را به آن دیار تبعید کنیم تا در آن کره اسرار آمیز به تنهایی باقی عمر خود را بسر کند. پیشنهاد آنوتوسط قضات، انلیل و انکی، به عنوان اقدام مناسبی برای اللو مورد تایید قرار می گیرد و بلافاصله خلبانی ماموریت پیدا می کند که حکم را به اجرا درآورده واو را در لامو کره مریخ رها کند. در لحظات آخر خلبان مورد نظر ، از رهبران آنوناکی، درخواست می کند که به او اجازه دهند که همراه اللودر کره مریخ بماند و از پادشاه پیشین نیبیرو تا آخر عمرش مراقبت به عمل آورد. آنو، می گوید، با وجودی که در آن کره اسرار آمیز اتفاقات ناخواسته ای می افتد ولی درخواست تو را اجابت می کنم و اگر احتمالاً در آنجا حیات و جانداری پیدا شد می توانید در آن صورت خود را پادشاهان آن کره بنامید. اشک در چشمان اللوحلقه بسته بود و آن دو کلاهخودی که به شکل سر عقاب بود را بر سر نهادند و لباسهایی فضایی را که به شکل ماهی فلس دار بود بر تن کردند و مقداری زیادی آذوقه نیز درون سفینه خود کردند و به سوی سرنوشت نامعلوم به کره اسرار آمیز مریخ لامو، سفر کردند.
یزدان پاک نگهدار ایران باد
پایدار باشید
The Lost Book Of Enki
ٍAlalu
Anunnaki
EA
Anu
Enki
Anunnaki
Lahmu

This entry was posted in aliens, UFO, ماوراالطبیعه, ایران باستان, زکریا سیچن, سومریان and tagged , , , , , , . Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s