David Wilcock, Pineal Gland صنوبر یا چشم سوم

گزارش هفتگی
نویسنده : آرش بیک
قسمت : 283دانستنیها
تاریخ : 7 اکتبر 2008

صنوبر یا چشم سوم

“دیوید ویلکاک”، محقق، فیزیکدان و نویسنده دو کتاب بسیار روشنگرانه، در رابطه با ماورالطبیعه و پنهان کاری حکومت های سایه (جماعات سری) در یک کنفرانسی که در لس انجلس انجام پذیرفت شرکت کرده و سخنرانی جالبی در رابطه با مطالبی که در حیطه تحقیقاتی اوست انجام داده است در این گزارش سعی می کنم به نکات مهم گفتار او اشاراتی داشته باشم اما مایلم قبل از آغاز گزارش به نکته جالبی در رابطه با شخصیت و بیوگرافی دیوید ویلکاک اشاره کنم. او جوانی است 34 ساله و به گفته ناظران و منتقدان آثارش، وجوه مشترک بسیاری با “ادگار کیسی” ، پدر پیشگویی و فرابینی مشهور آمریکایی دارد. به عبارتی وی ” تناسخ” این شخصیت آمریکایی است که در دهه “60” از دنیا رفت. وجه اشتراک این دو در حدی است که چهره های کاملاً مشابه با هم دارند. نکته جالبتر دیگر آن که هر دو در علوم باطنی بسیار چیره دست می باشند.
دیوید ویلکاک سخنرانی خود را این گونه آغاز می کند : *نقوشی که در مزارع بطور ناگهانی توسط نیرویی ناشناخته نقش می بندند اغلب سعی در ارتباط برقرار کردن با انسان را دارند، این نقوش هندسی و ریاضی دقیق، گاهی بقدری پیچیده بنظر می رسند که جای هیچ شک و شبهه ای را برای انسان باقی نمی گذارند که از دیگر سو می باشند و جالب تر آنکه اغلب این نقوش وضعیت و موقعیت تکاملی انسان را ترسیم کرده و با قدری دقت بیشتر در آنها و گاهی شکستن کدهای آنان می توان پنداشت که اصولاً نیروهای دیگر سو ما را در جهت تکاملی یاری می دهند.
در بخش دیگری او راجع به “فکر” ، سخن می گوید؛ اصولاً فکر هر انسانی دارای قدرت بینایی می باشد که ما اصطلاحاً آن را چشم سوم می نامیم و قدری علمی تر بخواهیم به آن نگاه کنیم به آن غده صنوبری هم می گویند، کار چشم سوم این است که اگر بخواهیم شیی را در نظر بگیریم می تـوانیم چشمان خود را ببندیم و در فکرمان آن جسم یا شی را مجسم کنیم. مورد و کاربرد دیگر تصاویریست که در خواب و هنگام رویا دیدن می بینیم و بخاطر می سپاریم. در هین رابطه افرادی که” تجربه خروج از بدن” برایشان اتفاق می افتد و به قولی روح از بدنشان برای مدت کوتاهی جدا می شود، ابتدا صدای شکستن شاخه خشک را در گوش خود می شنوند و دقیقاً بعد از این حادثه روح انسان به دیگر سو سفر می کند.
ویلکاک می گوید، کارهایی که “غده صنوبری” انجام می دهد فقط به رویا دیدن و یا تصور کردن چیزی در ذهن خلاصه نمی گردد و بعنوان مثال در مدت روز گاهی انسانها با فوران انرژی خاصی مواجه می گردند که بیشتر به احساس سرخوشی می ماند و در این حالت غده صنوبری نقش بسیار موثری بازی می کند و اصولاً در چنین حالت استثنایی پیامی از دیگر سو برای انسان فرستاده می شود. و با اندکی مراقبه و آرامش می توانیم پیام دیگر سو را درک کنیم. دیوید ویلکاک می گوید، اگر دقت کنیم تمامی دانشهای قدیمی و کهن در رابطه با چشم سوم تمرکز ویژه ای را نشان داده اند، تمدن استثنایی سومریان که حدود 6 هزار سال پیش در بخشهایی از عراق فعلی و کشور ایران بنیاد گذاشته شد، اعتبار ویژه ای برای غده صنوبری قائل بودند و اگر دقت کنیم می توانیم در اکثر مجسمه ها الواح و سیلندرشکلهای آنان افراد سومری را ببینیم که هر یک صنوبری در دست یا بر روی کلاه خود دارند. که به معنی توجه خاص آنان به چشم سوم و یا حیطه بر علوم باطنی می باشد. نمونه دیگر آن هم در تمدن مصری دیده می شود که اهرام حک شده در الواح یا بر روی سنگها اغلب دارای یک چشم می باشند. در متالژی مصری “اسایرس” ، ، مهر ویژه اش گل (صنوبر) و دو پرنده درآن دیده می شوند که به معنی احاطه بر علم باطنی یا در دست داشتن اسرار می باشد و همچنین خدایان بابل اغلب گل (صنوبر) در دست دارند و همچنین تمدن هندیان که تصویر شیوا همواره با گل (صنوبر) نشان داده می شود، اغلب مردم هندوستان امروزه با خالی، میان دو ابروی خود، وجود چشم سوم را می خواهند یادآوری کنند، بودائیان نیز اهمیت ویژه ای برای گل (صنوبر) قائل بودند، اغلب تصاویر “بودا” گل (صنوبر) را همراه دارد.
جالب است که بدانیم مسیحیان نیز به “چشم سوم” یا همان “غده(صنوبر) ” اهمیت خاصی می دهند. در کتاب انجیل متی در بخش 6.22 آمده است :
Jesus on the “Single Eye”: The light of the body is the eyes: If therefore your eye be single, your whole body shall be full of light.

این شاید بدین معنا است که چشم های انسان حکم نور در بدن را دارند، اما اگر اطراف را با چشم سوم بنگریم و یا راهی بیابیم که از چشم سوم بهره ببریم تمامی بدن انسان را نور فرا خواهد گرفت و به دیگر سو. میرویم,
آنچه که دیوید ویلکاک ، می خواهد بگوید این است که، همانگونه که در اکثر باورهای قدیمی و همچنین در بعضی ادیان آمده است، چشم سوم قاعدتاً توانایی بزرگ انسان در مقابل دیگر موجودات می باشد. حال اگر انسان بتواند با تلاش و ممارست و یا با ریاضت و مراقبه چشم سوم را قدرت بخشیده و به عبارتی بیدار کند، همه چیز دگرگون خواهد شد و شخص قدرت آن را پیدا خواهد کرد که به جهانهای موازی و دیگر سو سفر کند.
همان گونه که در کتابهای کارلوس کاستاندا نیز بدان اشاره شده است : دون خوان یا پیر طریقتی که کارلوس را هدایت می کرد در مدت 14 سال آموزش، از او می خواست تا گفتگوی درونی خود را خاموش کند یعنی به هیچ چیز فکر نکند و در چنین شرایطی اصولاً غده صنوبری انسان وارد عمل می گردد و اولین علامتی که حاکی از فعال شدن آن است همان صدای شکسته شدن شاخه خشک میباشد و سپس انسان توانائی آن را پیدا خواهد کرد که به جهان های موازی سفر کند (یا همان طی العرض) کاری که مولانا و دیگر شخصیتهای باطنی ایران در آن استاد بودند.
اکثر دراویش در هنگام مراقبه به مرحله خلسه وارد می گردند این بدین معنی است که غده صنوبری آنان فعال گشته و در آن زمان قادرند دست به کارهای عجیب و خارق العاده بزنند و یا آنکه در گوشه ای بنشینند و به جهانهای دیگر و یا به کائنات سفر کرده و تجربیات جدیدی را در آن عوالم کسب کنند.

پایدار باشید.

David Wilcock
Edgar Cayce
*Crop Circles
Reincarnation
“Pineal Gland”
Lord of The Underworld
Osiris
“Out of Body Experience”

This entry was posted in David Wilcock, ماوراالطبیعه, نقوش مزارع, علوم باطنی, غده صنوبری. Bookmark the permalink.

2 Responses to David Wilcock, Pineal Gland صنوبر یا چشم سوم

  1. ufolove says:

    سلام
    كارت عاليه.سري به من هم بزن.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s